جارچیکو | فروشگاه محصولات دست ساز و خانگی

کس را به خلوتِ دلِ من…

کس را به خلوتِ دلِ من

کس را به خلوتِ دلِ من
جز تو راه نیست

این در به روی غیر ِ تو
پیوسته بسته باد…

سعدی

سحر دیدم درخت ارغوانی…

سحر دیدم درخت ارغوانی

سحر دیدم درخت ارغوانی
کشیده سر به بام خسته جانی
به گوش ارغوان آهسته گفتم :
بهارت خوش که فکر دیگرانی
فریدون مشیری

دشت‌هایی چه فراخ…

من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم

دشت‌هایی چه فراخ!
کوه‌هایی چه بلند!
در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد!
من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم:
پی خوابی شاید،
پی نوری، ریگی، لبخندی.
سهراب سپهری

هر صبح گنجشکی…

هر صبح گنجشکی

هر صبح گنجشکی، لب ایوان خانه
سـر می ‌دهد آوازهـایی شـادمانه
او می‌ سراید تا فضای صبحدم را
هر لحظه رنگین‌تر کند با هر ترانه
فریدون مشیری

تو معلمِ من بودی …

تو معلمِ من بودی

تو معلمِ من بودی !
تمامِ روزهایی که دوستت داشتم و تمامِ ثانیه هایی که دوستم داشتی
تمامِ لحظاتی که عاشقانه کنارم بودی و عاقلانه به من درسِ زیستن می دادی
من تشنه ی حرف های شیرینِ تو بودم و تو ؛
داشتی از من ، آدمِ بهتری می ساختی .
از میانِ صد و بیست و چهار هزار و یک پیامبر ، تو عاشق ترینشان بودی ،
و رسالت تو ؛
تولدِ منی دیگر از من بود …

نرگس صرافیان