جارچیکو | فروشگاه محصولات دست ساز و خانگی

دلم برایت تنگ شده و هیچکس حضورِ…

آدم‌ها از یکدیگر هیچ چیزی نمی‌‌دانند

دلم برایت تنگ شده و هیچکس حضورِ موذیانه ی بغضی پنهان را در نگاهم نمی‌بیند.
ضربه‌ای به شانه‌ام می‌‌زنند و من در اعماقِ سرخگونِ قلبم می‌دانم، از سکوتِ من چه خرسندند.
درست مثلِ اینکه از پرنده‌ای در قفس سوال کنی‌ چه اتفاقی افتاده ؟
بعد بنشینی برای آرزوهایش دعا کنی‌ ….

آدم‌ها از یکدیگر هیچ چیزی نمی‌‌دانند .. هیچ چیز

نیکی فیروزکوهی

حواست را خوب جمع کن

حواست را خوب جمع کن

حواست را خوب جمع کن
نکند گیج هوایش بشوی
خیسِ بارانش
یا مست بهار نارنج های
کوچه و خیابانش
این “اردیبهشت”
از آن لعنتی های دوست داشتنی ست
که در آن عاشق شدن
آی میچسبد!

‍ آدم‌ها با دلایلِ خاصِ خودشان به زندگی‌ ما وارد میشوند

‍ آدم‌ها با دلایلِ خاصِ خودشان به زندگی‌ ما وارد میشوند

‍ آدم‌ها با دلایلِ خاصِ خودشان به زندگی‌ ما وارد میشوند
و با دلایلِ خاصِ خودشان از زندگی‌ِ ما می‌‌روند
نه از آمدن‌ها زیاد خوشحال باش ، نه از رفتن‌ها زیاد غمگین
تا هستند دوستشان داشته باش
به هر دلیلی‌ که آمده اند
به هر دلیلی‌ که هستند
بودنشان را دوست داشته باش … بی‌ هیچ دلیلی‌
شادمانی‌های بی‌ سبب ، همین دوست داشتن‌هایِ بی‌ چون و چراست

نیکی‌ فیروزکوهی

بوی اردیبهشت می آید در این حوالی…

وی اردیبهشت می آید در این حوالی.

بوی اردیبهشت می آید در این حوالی…
بوی لوس ترین دختر بهار…
که لای موهای فرخورده ی خرمایی رنگش عطر شکوفه های گیلاس است و از چشمهای سبزش شیطنت می بارد…

کیستی که من اینگونه به اعتماد نام خود را با تو می گویم

کیستی که اینگونه

کیستی که من
اینگونه به اعتماد
نام خود را
با تو می گویم.
کلید قلبم را
در دستانت می گذارم
نان شادی ام را با تو قسمت می کنم
به کنارت می نشینم
و سربر شانه‌ی تو
اینچنین آرام
به خواب می روم؟
کیستی که من
اینگونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم؟!
کیستی که من
جز او
نمی بینم و نمی یابم ؟!
دریای پشت کدام پنجره ای؟
که اینگونه شایدهایم را گرفته ای
زندگی را دوباره جاری نموده ای
پر شور
زیبا و روان
دنیای با تو بودن در اوج همیشه هایم
جان می گیرد
و هر لحظه تعبیری می گردد از
فردایی بی پایان
در تبلور طلوع ماهتاب
باعبور ازتاریکی های سپری شده.
کیستی
ای مهربان ترین؟ …