جارچیکو | فروشگاه محصولات دست ساز و خانگی

چیزی که جا ماند از تو در من…

چیزی که جا ماند از تو در من


چیزی که جا ماند
از تو در من
انتظار است….

احسان افشاری

دشت‌هایی چه فراخ…

من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم

دشت‌هایی چه فراخ!
کوه‌هایی چه بلند!
در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد!
من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم:
پی خوابی شاید،
پی نوری، ریگی، لبخندی.
سهراب سپهری

هر صبح گنجشکی…

هر صبح گنجشکی

هر صبح گنجشکی، لب ایوان خانه
سـر می ‌دهد آوازهـایی شـادمانه
او می‌ سراید تا فضای صبحدم را
هر لحظه رنگین‌تر کند با هر ترانه
فریدون مشیری

دردمند عشق را….

عاشقانه


دردمند عشق را

دارو به جز دیدار نیست…

امیر خسرو دهلوی

تو را نمی‌دانم اما این اردیبهشت دارم به داشتنت فکر می‌کنم…

تو را نمی‌دانم اما این اردیبهشت دارم به داشتنت فکر می‌کنم.

تو را نمی‌دانم
اما این اردیبهشت دارم به داشتنت فکر می‌کنم.
بی‌گمان اولین بوسه، عجیب به اردیبهشت می‌آید.
دارم فکر می‌کنم به باران.
اینکه باید دستِ کم چند آغوش زیرِ بارانش کنارت قدم بزنم.
باید موهایم را پشتِ گوشم بدهم،
یک نفس عمیق بکشم و لبخند به لب هایم بنشانم
و با خیالِ راحت بیایم به تو.. به داشتنت…
تو را نمی‌دانم، اما این دل که من می‌شناسمش بند است به عشق…
به اردیبهشت‌های دوست داشتنت…