تکیه گاهم باش…

تکیه گاهم باش

تکیه گاهم باش

میخواهم سنگینی نگاه

این مردم حسود شهر را

تو هم حس کنی

این مردم نمی توانند ببینند

دست هایمان تا این اندازه بهم می آیند،،،

بیا زمینی‌ باشیم..

نیکی‌ فیروزکوهی

بیا زمینی‌ باشیم
من از دوزخی که راهش به بهشت باشد می ترسم
فقط اگر یکی مثل تو کنارِ من باشد
عشق باشد
جراتِ گناه باشد
بگذار زمینی‌ باشیم
بهشت همانجاست که من باشم و تو باشی‌
چه فرقی‌ می‌کند که معصوم یا پر گناه باشیم؟؟؟

نیکی‌ فیروزکوهی

اميدهايی به وجود بيايد …

اميدهايی به وجود بيايد

هيچ چيز از اين مايوس كننده تر نيست
كه اميدهايی به وجود بيايد و بعد باز از بين برود …

 مارگارت اتوود

با هم درستش می کنیم…

عاشقانه ها

به چشمهایم زل زد و گفت :
– با هم درستش می کنیم !
و من تازه فهمیدم تنهایی چه وسعت نامحدودی دارد،
“با هم”……چه لذتی داشت این با هم، حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نمی شد ؛
حتی اگر تمام سرمایه ام بر باد می رفت .
حسی که به واژه ی ” با هم ” داشتم را
با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه نمی کردم!…
تنها کسی که وحشت تنهایی را درک کرده باشد،
می توانست حس من را در آن لحظات، درک کند!

لیلیان هلمن
زنی ناتمام

دانه ی اندوه می کارد …

فروغ فرخ زاد

پشت شیشه برف می بارد
در سکوت سینه ام دستی ،
دانه ی اندوه می کارد …

فروغ فرخ زاد