عاقبت یک شب تو را تا لنج و دریا می برم

عاقبت یک شب تو را تا لنج و دریا می برم

عاقبت یک شب تو را تا لنج و دریا می برم
تا هجوم قاصدک در شهر رویا می برم

انچه از ته مانده ی عمرم که دارم بیش و کم
توی آغوشت به سمت صبح فردا می برم

گوشه یی از معجزات چشم شهلای تو را
نیمه شب می دزدم و نزد مسیحا می برم

امشب دلی کشیدم…

حسین پناهی

هیچ وقت
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
امشب دلی کشیدم
شبیه نیمه سیبی
که به خاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگ ها ، ناپدید ماند!

حسین پناهی