ترا من چشم در راهم شباهنگام

نیما یوشیج

ترا من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ ” تلاجن” سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم.
شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم

نیما یوشیج

حالا که آمده ای چترت را ببند

حالا که آمده ای چترت را ببند

حالا که آمده ای
چترت را ببند
در ایوان این خانه
جز مهربانی نمی بارد.

محمدرضا عبدالملکیان

روزهای رفته به چوب کبریت های سوخته می مانند…

روزهای رفته به چوب کبریت های سوخته می مانند

روزهای رفته
به چوب کبریت های
سوخته می مانند
جمع آوری شده
در قوطی خویش
هر کاری می خواهی بکن
آن ها دوباره روشن نمی شود
و روزی سیاهی آن ها
دستت را آلوده می کند
روزهای چوبی ات را
باید از همان آغاز
بیهوده نمی سوزاندی

گوش به نواي درون خود بسپاريد_الهی قمشه ای

الهی قمشه ای

شما رهبر ارکستر سمفونیک افكار و احساسات خويشيد.

نبايد گامهاي خود را با صداي طبل و شيپور ديگران هماهنگ كنيد.

گوش به نواي درون خود بسپاريد.

نواهايي كه از درونتان بر ميخيزد را هدايت كنيد.

الهی قمشه ای

ﺩﻧﯿﺎ ﺟﺎﯼ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺳﺖ

[ Photo, #تکستدونی Channel : @textdooniir ? ]

ﺩﻧﯿﺎ ﺟﺎﯼ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺳﺖ.
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺷﺮﻭﺭ،

ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺮﺍﺭﺗﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ

ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﻨﺪ .

 ﺁﻟﺒﺮﺕ ﺍﯾﻨﺸﺘﯿﻦ