همه هستی من آیه تاریکی ست

فروغ فرخزاد

همه هستی من آیه تاریکی ست
که تو را در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من در این آیه تو را آه کشیدم ، آه
من در این آیه تو را
به درخت و آب و آتش پیوند زدم

فروغ فرخزاد

موشی به نام مرگ جویده است …

فروغ فرخزاد

من, من که هیچگاه
جز بادبادکی سبک و ولگرد
بر پشت بام های مه آلود آسمان
چیزی نبوده ام
و عشق و میل و نفرت و دردم را
در غربت شبانه ی قبرستان
موشی به نام مرگ جویده است …

فروغ فرخزاد

اه اگر باز بسویم ایی…

عکس نوشته

کسي مرا به آفتاب…

فروغ فرخزاد

کسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد کرد
کسي مرا به ميهماني گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردني ست

فروغ فرخزاد

بی مهری و جفای تو باور نمی کنم

فروغ فرخزاد

از من رمیده ای و من ساده دل هنوز
بی مهری و جفای تو باور نمی کنم
دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم
رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
دیگر چگونه عشق تو را آرزو کنم
دیگر چگونه مستی یک بوسه تو را
در این سکوت تلخ و سیه جستجو کنم

 فروغ فرخزاد