در کوچه های تنهای

جاده

در کوچه های تنهای،
دنبال تو می گردم،
راه های رفته ام را،
خط می زنم،
رد نفس هایت را می گیرم،
صدایت می کنم،
صدای شاپرک تنهای باغ را می شنوم،
که نغمه سرایی می کند برای گل،
گل بوسه می زند به پرواز شاپرک،
مدهوش می شوم از عشق،
فریاد می زنم،
می خندم،
و دیوانگی سرآغاز من می شود.