شعری بی پایان _عاشقانه

شعری بی پایان

زن
شعری بی پایان
و موسیقی دلنواز متن زندگی ست .
زن
موهای بلند
سرمه و ُ سرخاب
دامن چین دار گُلی
با کفش های پاشنه بلند ورنی دارد.
یک والر
و دیگچه ی مسی
چند مشت برنج و ُعدس
رختخوابی نظیف
و یک گلیم دست بافت دارد.
زن
از زندگی چیزی نمی خواهد
جز «عشق»
افسوس که گاهی به او
مشت یا النگو داده اند جای ِ «عشق»
زن
گاه طفلی در آغوش
و سلاحی بر دوش دارد .
زن
سراسر راستی ست
اگر بد ِ روزگار ، کج و معوجش نکند…
به راستی!
زن را دیده ای؟
او را شنیده ای؟
لمسش کرده ای؟