آه اگر آزادی سرودی می خواند…

شاملو

آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ای
هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند
سالیان بسیاری نمی بایست
دریافتی را
که هر ویرانه نشان از غیاب انسانی است … 

شاملو 

نگاه زود گذر….

ره گذر

گاهی یک نگاه در یک گوشه چنان به دلت می نشیند

که انگار سال هاست کنارش زندگی کرده ای

گاهی یک نگاه برای همیشه در خاطرت جاودانه می شود

گاهی یک لبخند غوغایی درونت به پا می کند

و شاید زندگی یعنی گذر همین یک ها …

زندگی زیباست …

دل غمگینی را تسلی داده باشد

زندگی زیباست …
دلخوریهایش زودگذر …
شادیهایش هم می گذرد !
آنچه باقی می ماند ،
کارنیکی است که شاید …
گره ای از کار کسی گشوده باشد ،
اشکی از چشمی برگرفته باشد …
دل غمگینی را تسلی داده باشد
جز این هیچ چیز نمی ماند … !

زن ها همیشه مادرند و مردها بچه …

می گویند پشت سر هر مرد بزرگی یک زن ایستاده ، اما پشت سر هیچ زنی ، هرگز مردی نیست !

زن ها همیشه مادرند و مردها بچه …
مثلا فرهاد ، مجنون ، پادشاه ، شاعر ، من ، هر کس که باشد
همیشه دلش می خواهد
یک زن در زندگیش باشد که مدام بهش رسیدگی کند و مراقبش باشد
می گویند پشت سر هر مرد بزرگی یک زن ایستاده ،
اما پشت سر هیچ زنی ، هرگز مردی نیست !

سال بلوا / عباس معروفی

روزم چون روز دیگران می گذرد…

محمود دولت آبادی

روزم چون روز دیگران می گذرد؛

اما شب که در می رسد،

یادها پریشانم می کنند.

محمود دولت آبادی