متن آهنگ خانه سودا مجید اخشابی

مجید اخشابی

شد زغمت خانه ی سودا دلم، در طلبت رفت به هر جا دلم
شد زغمت خانه ی سودا دلم، در طلبت رفت به هر جا دلم

فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر اين سقف مصفا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر اين سقف مصفا دلم

در طلبِ زهره رخ ماهرو، می نگرد جانب بالا دلم
در طلبِ زهره رخ ماهرو، می نگرد جانب بالا دلم

فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر اين سقف مصفا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخت، رفت بر اين سقف مصفا دلم

در طلبِ گوهرِ گویای عشق، موج زند ، موج ، چو دریا دلم
در طلبِ گوهرِ گویای عشق، موج زند ، موج ، چو دریا دلم

آه که امروز دلم را چه شد، دوش چه گفته است کسی با دلم
آه که امروز دلم را چه شد، دوش چه گفته است کسی با دلم

از دلِ تو در دل من نکته هاست، وه چه ره است از دل تو تا دلم
گر نکنی بر دل من رحمتی، وای دلم ، وای دلم ، وا دلم

از دلِ تو در دل من نکته هاست، وه چه ره است از دل تو تا دلم
گر نکنی بر دل من رحمتی، وای دلم ، وای دلم ، وا دلم