پیرمرد همسایه_ حسین پناهی

پیرمرد همسایه

پیرمرد همسایه آلزایمر دارد
دیروز زیادی شلوغش کرده بودند
او فقط فراموش کرده بود از خواب بیدار شود…!

 حسین پناهی

دلنوشته_حسین پناهی

حسین پناهی

چند بهشت و جهنم
زندگیِ مرا جبران خواهد کرد!

حسین پناهی

من زندگی را دوست دارم…

حسین پناهی

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره میترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها میترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبانها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم، پس هستم
اینچنین می گذرد روز و روزگارمن!
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم!

حسین پناهی

امشب دلی کشیدم…

حسین پناهی

هیچ وقت
هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد
امشب دلی کشیدم
شبیه نیمه سیبی
که به خاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگ ها ، ناپدید ماند!

حسین پناهی

گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند…

چوپان

اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمی درند
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند!

حسین پناهی