هر که خود داند و خدای دلش …

هر که خود داند و خدای دلش

هر که خود داند و خدای دلش
که چه دردی ست ، در کجای دلش

مهدي اخوان ثالث

من گمان می‌کردم…

حمید مصدق

من گمان می‌کردم
دوستی همچون سروی سرسبز
چار‌فصلش همـه آراسـتگی‌ست
من چـه می‌دانستــــم
دل هر کس دل نیست …

حمید مصدق

چون عشق اشارت فرماید…

عاشقانه ها

چون عشق اشارت فرماید، قدم به راه نهید،
گرچه دشوارست و بی زنهار این طریق .
و چون بر شما بال گشاید ، سر فرود آورید به تسلیم،
اگر شمشیری نهفته در این بال ، جراحت زخمی بر جانتان زند.

جبران خلیل جبران

همه هستی من آیه تاریکی ست

فروغ فرخزاد

همه هستی من آیه تاریکی ست
که تو را در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من در این آیه تو را آه کشیدم ، آه
من در این آیه تو را
به درخت و آب و آتش پیوند زدم

فروغ فرخزاد

ساقیا_ عمر ارام

دل مشغولی

ساقیا دانی که مخموریم، در ده جام را

ساعتی آرام ده این عمر بی آرام را