این سال ها_ اموزنده

مرگ

این سال ها
شماره تلفن ِ خیلی ها را خط زده َم
غزاله ، هوشنگ ،شاملو ، محمد…!
عدّه ای مرده َند
عدّه ای نیستند
عدّه ای رفته َند
و دور نیست روزی
که بسیاری شماره تلفن مرا خط خواهند زد
زندگی همین است
یک روز می نویسیم و روز ِ دیگر خط می زنیم!

ادمها _ اموزنده

سیگار

آدم ها برای یکدیگر نقش سیگار را بازی میکنند
همدیگر را می کشند،
لذت می برند، دود می کنند،
تمام می کنند …………………..
و بعد از اندک زمانی، سیگاری دیگر

دل نوشته_ یادت باشد …

مزرعه

گوساله : پدربزرگ ٬ آدمها ما را می کُشند و همه جای ما را می خورند … !
اما خرها را نه می کُشند … !
و نه هیچ جایشان را می خورند …!
یعنی واقعآ آنها خوردنی نیستند…؟!
چرا اینهمه اختلاف …؟!
 پدربزرگ گوساله : پسرم …!
آنها به « مزرعه دارها » سواری می دهند …!
پس زنده می مانند…!
یادت باشد ….!
راز زنده ماندن در مزرعه این است …!