فریب معرفت باغبان مخور ای گل …

فریب معرفت باغبان مخور ای گل

فریب معرفت باغبان مخور ای گل
اگر چه آب می دهد اما ، گلاب می گیرد
صائب تبریزی

جز دل خود نامه بری نیست مرا …

جز دل خود نامه بری نیست مرا

همه شب با دل دیوانه خود در حرفم
چه کنم، جز دل خود نامه بری نیست مرا
صائب تبریزی

همه شب با دل دیوانه خود در حرفم …

همه شب با دل دیوانه خود در حرفم

همه شب با دل دیوانه خود در حرفم
چه کنم، جز دل خود نامه بری نیست مرا
صائب تبریزی

در کوی مکافات محال است…

در کوی مکافات محال است

در کوی مکافات محال است که آخر
یوسف به سر راه زلیخا ننشیند.
صائب تبریزی

هر چند صد بيابان…

‏صائب تبريزي

هر چند صد بيابان، وحشی تر از غزاليم
ما را به گوشه ی چشم، تسخير می‌توان كرد…

‏صائب تبريزي