هر کس به تمنایی رفته‌ است به صحرایی…

هر کس به تمنایی رفته‌ است به صحرایی

هر کس به تمنایی
رفته‌ است به صحرایی
ما را که تویی منظور
خاطر نرود جایی . . .
سعدی

کسی از تو چون گریزد …

کسی از تو چون گریزد

کسی از تو چون گریزد
که تواَش گریزگاهی …
سعدی

همه اسمند و تو جسمی….

همه اسمند و تو جسمی

همه اسمند و تو جسمی،
همه جسمند و تو جانی …
سعدى

ناگفته _ سعدی

سعدی

ما را همه شب نمی برد خواب

ای خفته ی روزگار دریاب

سعدی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم…

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

سعدی