تلخی و شیرینی خود می گذرد…

تلخی و شیرینی خود می گذرد

در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند
مهدی اخوان ثالث

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت …

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دست ها پنهان
نفس ها ابر ، دل ها خسته و غمگین
درختان اسکلت های بلور آجین
زمین دل مرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است

مهدی اخوان ثالث

هر که خود داند و خدای دلش …

هر که خود داند و خدای دلش

هر که خود داند و خدای دلش
که چه دردی ست ، در کجای دلش

مهدي اخوان ثالث

دیدمش وز یاد بردم…

مهدی اخوان ثالث

ناگهان در کوچه دیدم
بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی
دست و پای خویش را
گفته بودم بعد ازین
باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم
گفته های خویش را

مهدی اخوان ثالث

غبار آلوده مهر و ماه زمستان است

مهدی اخوان ثالث

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دست ها پنهان
نفس ها ابر ، دل ها خسته و غمگین
درختان اسکلت های بلور آجین
زمین دل مرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است

مهدی اخوان ثالث