دلم به حال پروانه‌ها می سوزد…

نمی شود قدمی برداشت، بدون آن‌که کسی نرنجد!

دلم به حال پروانه‌ها می سوزد، وقتی چراغ را خاموش می ‌کنم!
و به حال خفاش‌ها، وقتی چراغ را روشن مي‌کنم!
نمی شود قدمی برداشت، بدون آن‌که کسی نرنجد!

مارين سورسکو

از گذشته نترس …

این کار فقط با پذیرش کامل گذشته ام

از گذشته نترس …
چنانچه مردم بگویند جبران ناپذیر است باور نکن …
باید خودم را وادارم تا به چشم دیگری به آن نگاه کنم
کاری کنم مردم با نگاهی دیگر به آن بنگرند
کاری کنم که خداوند با نگاهی دیگر در آن نظر کند
این کار را نمی توانم با انکار آن ، تحقیر یا ستایش آن ، یا بی اعتنایی نسبت به
آن انجام دهم
این کار فقط با پذیرش کامل گذشته ام
به عنوان بخشی ناگزیر از تکامل زندگی و شخصیتم امکان پذیر است
با سر فرود آوردن در برابر تک تک رنج هایی که کشیده ام …
شاید من انتخاب شده ام تا چیزی بس شگفت انگیزتر به تو بیاموزم
معنای اندوه و زیبایی آنرا …!!!

باران _قطره باران

باران

باران هم روي ستمگر مي بارد و هم ستمديده، ولي بيشتر روي ستمديده مي بارد؛

زيرا ستمگر چتر ستمديده را ربوده است…

آن گاه سرتا پای زندگی‌ات ملکوتی می شود….

اوشو

نه برای دیگران ، نه به خاطر چیزی ، برقص ، فقط به خاطر رقص ؛ بخوان ، فقط برای آواز ؛

آن گاه سرتا پای زندگی‌ات ملکوتی می شود ،

و فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود می‌گیرد .

این گونه زیستن ، آزاد بودن است….

اوشو

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی…

گدا

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی

همت کن و بگو ماهی‌ها

حوضشان بی‌آب است …

سهراب سپهرى