چنان تنهایی وحشتناکی حس می‌کردم….

ژان پل سارتر

چنان تنهایی وحشتناکی حس می‌کردم که خیال خودکشی به سرم زد،
تنها چیزی که جلویم را گرفت این فکر بود که من در مرگ تنهاتر از زندگی خواهم بود.

ژان پل سارتر

زندگی وحشتی است در تئاتری که آتش گرفته

ژان پل سارتر‌‌

زندگی وحشتی است در تئاتری که آتش گرفته،

همه به دنبال در خروجی می‌گردند؛ هیچ کس هم پیدایش نمی کند، همه یکدیگر را هل می‌دهند،

بدبخت آنهایی که به زمین می‌افتند بلافاصله لگدمال می‌شوند!
ژان پل سارتر‌‌