دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور، کجا، یا چه وقت…..

پابلو نرودا

دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور، کجا، یا چه وقت؟
چه آسان دوستت دارم
بی هیچ غرور یا دشواری
“تو “را اینگونه دوست دارم
چون طریقی دیگر برایش نمی دانم
آن چنان به هم نزدیکیم که دست های تو بر گردنم
گوئی دست های من است
و آن طور در هم تنیده ایم که
وقتی چشمانت را می بندی
من به خواب می روم
پابلو نرودا

مهم نیست اكنون زندگی ام چگونه میگذرد….

پابلو نرودا

مهم نیست اكنون زندگی ام چگونه میگذرد
عاشق آن خاطراتی هستم که
تصادفی از ذهنم عبور میکنند و باعث لبخندم میشوند
پابلو نرودا

همچون تو که بسیار دوری…

همیشه چیزهایی که نداشته ام

همیشه چیزهایی که نداشته ام را
بیشتر دوست داشته ام
همچون تو
که بسیار دوری
که بسیار ندارمت

 پابلو نرودا

تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی ….

پابلو نرودا

تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی
اگر ورای روياها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی
امروز زندگی را آغاز كن
امروز مخاطره كن
امروز كاری كن ..

 پابلو نرودا